|
کبوتر
به نام خدا
سلام. سلام. سلام. یه سلام داغِ داغ، اونم تو اولین ماه تابستون. حالتون؟
احوالتون؟ خوب و خوشین بچهها؟ حتماً الان که زیر پنکه وکولر نشستین و هندونه
میخورین و انتظار نوجوان رو ورق میزنین، رسیدین به صفحه محبوب کبوتر که از
دیدنتون گل از گلش شکفته و ذوق زدهاس. البته ذوق زدگی من به خاطر دیدنتونه، هم
به خاطر سیل پیغاما و نامههاییه که در تعریف و تمجید از صفحه کبوتر نوشتین و باعث
بالا رفتن فشار خون بعضی همکارا شده! این روزها علاوه بر دوستان خواننده، دبیران
محترم بخشهای مختلف مجله هم اعتراف کردن و از محبوبیتِ جوجه کفتر بی بال و پرِ
مجله، انگشت به دهن موندن! وای که دارم از ذوق میترکم! ایشاالله درد و بلاتون
بخوره تو سر هرچی آدم بیمعرفت و رفیق نیمه راهه.
بالاخره سال تحصیلی 87 ـ 88 هم تموم شد و یه سال درسی دیگه با همه خاطرات خوب یا
خدای نکرده بدش به پایان رسید. یه خسته نباشید تقدیم به بچه مثبتایی که بارِ سنگین
امتحانا رو زمین گذاشتن و کارنامههاشون قد صد تا پروژکتور، درخشانه!
از الانم فرصتهای خوب تابستونی برای اونایی شروع شده که دنبال استفاده بهتر از
وقتشون هستن. البته این ندایی که دادم، واسه این بود که بگم اگه نامهها و
هواداریهاتون ته بکشه، دیگه هیچ عذر و بهونهای رو قبول نمیکنیم و وزن گونی
نامههاتون باید اونقدری باشه که دبیر محترم بخش رسانه، برای آوردنشون چند تا
کامیون خبر کنه!
این شماره تنها کسی که به دام بازرسیهای جوجه کفتر بیگناه نشریه افتاد، مسئول
محترم بخش هنری آقای مقیمی بود و تو این شماره، راجع به بخش هنری، از ایشون سؤال
میکنیم. فقط یه سؤال فنی که برام پیش اومده اینه که چرا از وقتی قرار شده از
دبیران محترم و عوامل تحریریه بازجویی کنم، دیگه تو دفتر نشریه یه دونه زنبورم پر
نمیزنه؟
بخش هنری نشریه، همونطور که از اسمش بر میآد از کسانی که در زمینههای گوناگون
هنری مثل عکاسی، نقاشی، طراحی، شعر و...، ایدههای نویی دارند، دعوت میکنه برای
مجلهای که درباره مهدویت است، با طرح و نظر تازه، در جهت اهداف مجله قدم بردارند.
دلیلش هم اینه که چون در زمینه مهدویت محتوای هنری کمتر از بقیه زمینههاست، این
موضوع به خوبی برای همه روشن نشده. پس هدف بخش هنری نشریه، در استفاده از طرح و
ایدههای تازه خوانندگان و صاحبنظران، معرفی انتظار و امام زمان(عج) است. پس شما
هم اگه طرح و پیشنهاد خوبی دارید، همین الان دست به کار بشید. اینطوری هم برای
شناخت امام زمان(ع)، قدم بزرگی برداشتید، هم اینکه دل آقای مقیمی رو شاد کردید!
* آقای میلاد؟ از قم
درسته آقا میلاد. همونطور که گفتی، اگه نشریه اول ماه به دست مشترکین گلمون برسه،
محشره، اما گویا نمیدونید تو دفتر نشریه، اول هر ماه که میشه، عوامل تحریریه تازه
از خواب زمستونی پا میشن و یادشون میافته ای دل غافل، هیچ کاری نکردن! بعد هِی
دور خودشون تاب میخورن و تاب میخورن تا وسط ماه میشه. اونوقته که شما میتونید
امیدوار باشید مجله آخر ِماه به دستتون برسه!
جدا از شوخی، با وجود حجم بالای کارها حتی اگه نشریه به موقع هم به چاپخونه برسه،
به خاطر ناهماهنگیهای چاپخونه و اداره پست، با تأخیر به خونههاتون میآد.
ناگفته نمونه که زحمتکشان واحد پخش در تلاشند اداره پست رو مجاب کنند تا ما زودتر
از همیشه به خونههاتون بیایم. همین روزاست که پستچی محلهتون، یه مجله پرت کنه تو
خونهتون! پس صبور باشید. باشه؟
* خانم راحله کرامتی از ارومیه
ما هم از داشتن خواننده عزیزی مثل شما خوشحالیم خانم. دلگرمیهای شما و
خوانندههای فهیم مجله انتظار نوجوان، همیشه انرژیزا بوده. واسه اینکه
هواداریهای شما باعث میشه برای بهتر بودن تلاش و دل امام مهربونمون رو شاد کنیم.
از آرزوهای قشنگتون هم ممنونیم. دست داییتونم درد نکنه که بانیِ آشنایی ما با
دوست خوبی مثل شما شدند. امیدوارم تا آخر، همینطور هوامونو داشته باشید، یه کمی هم
بقیه از شما یاد بگیرند!
* خانم زینب یاحقی از کازرون
بچهها، زینب خانم خواستن، تعداد صفحات کبوتر رو افزایش بدیم. اگه جوجه کفتر، از
ذوقِ نترکه، بادی به غبغب میاندازه! البته مغرور نمیشه و زود برمیگرده به حالت
اولش و برای عواملِ حسود مجله، آب قند درست میکنه! (لذت میبرید از این همه
محبوبیت؟)
یادآوری میکنم پیغامهایی از این دست زیادند و هیچکدوم دخترخاله و پسر دایی من
نیستن! خانم کازرونی با تشکر از شما، باید عرض کنم همین دو صفحهای هم که ملاحظه
میفرمایید با چنگ و دندون حفظش کردم، وگرنه اینجا چند نفر منتظرن جوجه کفتر سرشو
زمین بذاره و فاتحه صفحه کبوتر رو بخونن!
* آقای محسن زوزنی از مشهد
به به، جناب زوزنیِ شاعر. تو آسمونا دنبالتون میگشتیم. مدتی بود یادی از
دوستانتون نکرده بودید. شعر زیبایی که سرودید کُلی شادمون کرد. خوشحالیم با وجود
طی کردن دوران نوجوونیتون، همراه همیشگیمون هستید. در ضمن، بچهها آقای زوزنی از
ما و شما دعوت کردن تا از وبلاگشون دیدن کنیم. نشانی وبلاگ ایشان را به خاطر
بسپارید: www.zoozany.blogfa.com
* خانم سارا؟ از تهران
نمیدونید چهقدر خوشحالیم که تونستیم رضایت شما رو جلب کنیم. خدا رو شکر میکنیم
از مطالب مجله خوشتون اومده و احساس آرامش دارید. اگه نمیدونید، بدونید تمام تلاش
دست اندرکاران مجله، رشد و ترقی مجله است. در همین راستا هم زبون جوجه بیگناه مجله
مو درآورد از بس به خوانندههای باکمالات و با معرفت گفت با نامه و تلفن از نظرشون
رو بگن. قول بدید کمکمون کنید. باشه؟ منتظریم.
|